برچسب:
نویسنده: ابوالفضل میرزاپور
قرار بود کلا وب رو حذف کنم
با یه عالمه تخفیف واسِ خودم اون لینکِ "کامنت خصوصی" بالای صفحه و تمام پستها رو ورداشتم و بعدِ نوشتن این پست تمام وبلاگایی که میخونم رو آنفالو میکنم . کامنتهای این پست هم بعد چهار روز خودِ بیان زحمتشو میکشه میبنده که به قول دَدی کرمِ اینکه برم چک کنم شاید کسی آپ کرده باشه یا کامنت گذاشته باشه از بین بره
تهش اینکه امسال اینجا بی رنگم میرم سرِ درسُ مشقام پررنگ بشم :)
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل میرزاپور
میگن واس اینکه عزیز بشی
یا باید بمیری
یا باید دور بشی
خانومی که تازگی ها فوت شدن و از در دیوار حرف راجب ایشون میباره که اولین زن فلان نابغه فلان..
چرا اینا قبل مرگشون اونقدرا شناخته نمیشن؟
چرا تا یکی هس میزنیم تو پرش میخوایم بکشیمش پایین و وقتی مرد میگیم خدا رحمتش کنه.آدم خوبی بود!
چرا باید دیر بشه...
+مرتضی پاشایی هم آخرای عمر و بامرگش بود که معروف شد
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل میرزاپور
این پست عکس نداره
کتاب هم نداره
هیچی نداره
فقط اومدم به نشانه اعتراض به کسایی که نمیخونن اینجا رو بگم شما که میدونید من چقد خوندن و نوشتن دوس دارم یبار به جای همون کادوهای تولد شامل خرس و عروسک و دخترونه جات که منو خوشحال میکنه،میتونستید منو با کتاب ذوق زده کنید
+ بازی وبلاگی هولدن
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل میرزاپور
که تا نری حموم حتی متوجه بودنشون نمیشی! :|
*اشاره داره به جای اون پن شیش تا دایره جای نیش خدا میدونه چه موجوداتی!،دوتا کبودی روی مچ پا و زخم روی زانو که داره خوب هم میشه حتی!!
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل میرزاپور
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل میرزاپور
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل میرزاپور
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل میرزاپور
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل میرزاپور
طبق برنامه خودم قرار بود یک تیر شروع کنم درس خوندن رو.حساب کردم دیدم یک تیر پنج شنبه س.گفتم از شنبه.دیدم شنبه سه تیرِ و غیر رنده.بیخیال شنبه ها و یکم ها همین چن ساعت پیش بدون نگاه به ساعت که ببینم رندِ یا نه،شروع کردم.زیاد نخوندم ولی شروع کردم.شروعش مهم بود.دیگه باید بذارم کنار توجه به این مرضِ علاقه به اعداد رند رو...اینکه ببینم ساعت دو و دو دقیقه س و بگم "اه ! رند نیس.سه شروع میکنم" ،اینکه دو دقیقه رو از دست دادم دلیل نمیشه پنجاه و هشت دقیقه دیگه رو از دست بدم...
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل میرزاپور
یه وقتایی ناراحت میشی
دلت میگیره
گریه میکنی...
بخاطر چی؟
که فلانی چرا اینجوریه چرا نمیفهمه چرا درکم نمیکنه چرا هر چی داد میزنم حالیش نی...
همون روزا خودتم میشی یه بیشعور که نمیفهمی و خودتُ میذاری جای کسی که نمیفهمیدت...
دلت میسوزه واس خودت...
متاسفانه تو حال اون آدمو درک کردی..
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل میرزاپور
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل میرزاپور
به من میگن عجیبه.عجیبی.خودشون تو خونه یا هر جا که باشن آروم نمیگیرن.طاقت ندارن ساعتها و روزها یه جای خاص باشن.میگن تو چطور میتونی؟
امروز پرسید "حوصله ت سر نمیره؟"
با لبخند گفتم "نمیدونم...فک کنم نه"
گفت "من میدونم.حوصله ای نمونده برات که بخاد سر هم بره!"
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل میرزاپور
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل میرزاپور
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل میرزاپور