خرید بک لینک

دیروز آخرین امتحانمو دادم.آخرین روز مدرسه و سال سوم بود.از حوزه،مدرسه بالایی مدرسمون بیرونمون کردن که برین خونتون.رفتیم مدرسه خودمون.خب راستش هر چی میگردم دنبال کلمه نمیدونم چجوری بگم چیزایی رو که تو ذهنمه...فقط یه عکس به روایت تصویر

اون گل صورتی منم ،آبیه نگین و سفید زرد کوثره.اون دستا هم دست منو کوثره تو ماشین وقتی داشتیم میرسوندیمش

مامان بزرگ شب قبلش گفته بود صبح زود بریم باغمون.گفتم من نمیام تا ظهر با دوستامم.عصر رفتیم

+کنکوری حساب میشم الان ینی؟:/ یا از اول مهر؟

هرچی که هس حالم خوبه..پارسال اسم کنکور میومد وحشت میکردم

الان دوس دارم زودتر بیاد و بره

پی نوشت:

برچسب: نویسنده: ابوالفضل میرزاپور تاريخ: جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 22:00

صفحه بندی