خرید بک لینک

لبِ پنجره نشسته م

نفس عمیق میکشم..

اینجا کم پیش میاد هوا انقد تمیز باشه..

ولی نه!زیاد طول نمیکشه

بوی سیگار میاد..

پایینو نگاه میکنم

یه پسرِ تکیه داده به دیوار .یه نگاه به عکسی که تو دستشه میندازه یه "مرضیــــــــه" میگه و بعد یه پک عمیق و بعدم دوشو میفرسه این بالا

سیگارو با سیگار روشن میکنه...سیگار آخریم میذاره رو عکس مرضیه و خاموشش میکنه..


+هیکشدوم ازینا مهم نیس!نه خودش نه مرضیه ش.نمیدونم چطور یک ساعتو نیم بوی سیگارو تحمل کردم...


آهای..

برچسب: نویسنده: ابوالفضل میرزاپور تاريخ: سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:41

صفحه بندی