امروز ترقه ترکوندن تو مدرسه
فکرشو بکن
مدرسه دخترونه:|
صبح یه امید گفته بودیم از فردا نمیایماااااا خندید و هیچی نگفت
کار سوم ریاضیا بوده.لات و شرای مدرسه
انداختن گردن ما
سوم تجربیا:|
امید هم بی اینکه فکر کنه به سوابق یا یه رجوع کنه به عقلش چن نفرو برده دفترش میگه من به شما مشکوکم
نصف بچه های کلاسمون حتی بلد نیستن حرف بزنن.به عبارتی خفه.انقدم ترسو ان واس همه چیز هیچ غلطیو نمیشه باهاشون همکاری کنی.ته خلاف سنگین بچه شیطونا هم شلوغ پلوغی سر کلاسه نه ترقه!!
هیچی دیگه
عرض فرمود اگه جرات دارین فردا نیاین ببینین چیکارتون میکنم
:|
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل میرزاپور