من همین جوریشم دوران امتحانا رو دوس داشتم!
میخورم میخوابم مدرسه نمیرم امید دعوام نمیکنه خسته نمیشم یخورده درس میخونم یکی دو روز یبار یه ساعت امتحانشو میدم (نه که دو ظهر بیام جنازه شم خسته کوفته بشینم واس سه چارتا امتحان روز بعد بخونم...)
امروزم که امتحان ریاضیمو دادم.الان از غم هر دو جهان آزادم و بقیه امتحانا رو به رسمیت نمیشناسم اصن!:دی
Suicide.Squad ـم تو دانلوده..
یه ساعت دیگه م قراره بریم اون سر شهر ازون آنانس قرمز ترشا بخرن برام
به طرز فجیعی حالم خوبه و میترسم ازین حال خوب...
هوا هم حتی همونیه که من میخوام (عکس مال اون روزیِ که بعد دوازده سال زندگی آبرومندانه برای اولین بار تعهد دادم که دیگه بچه خوبی باشم!بعدا داستانشو مینویسم..)
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل میرزاپور