۱.تف به مدرسه ای که بعد گشتن کلی س
وراخ سمبه و نمازخونه و کتابخونه و کلاس وراهرو، آخرش میفهمی تنها جایی که یه امنیت نسبی داره هر غلطی بخوای میتونی اونجا بکنی دسشوییشه! تففف..حالا اون غلط میتونه دسشویی کردن نباشه اصن!
۲. و یه تف غلیط تر نثار پیشانی سگ خون کلاس "پوران" که وقتی معلم سالی یبار رحمش میاد بمون زنگ تفریح نگهمون نمیداره واس درس و زنگ که خورد میگه خسته نباشید،میاد میگه خب این فلان قسمت رو هم بگید دیگه!
خداشاهده یروز گیرم بیفته یه بلایی سرش میارم.خیلی لجمو در میاره
۳.خاله و عیالش دیروز اومدن اینجا تا جمعه هم میمونن
هنوز از را نرورسیده پسر منفی دوساله جیغ جیغوش دیشب نه گذاشت بخوابیم نه مث آدم شاممونو بخوریم وسط سفره مینشس جیغ میزد بشقابای همه رو میریخ میکوبید بهم
حالا درسته خونه خالته خونه خاله هم که از قدیم میگن خونه خالس مگه؟!ولی خب پسرخاله منم اینجا آدمم بخدا:(
اوضاع در حدی که چن وق پیش بعد چندون روز برگشتیم به خونه آروم خودمون:
۴.دلم براش تنگ شده..اتاق صورتی سابقم که خب دلم نمیاد بش بگم سابق.اینجا اتاق من نیس..اونجا مال منه...اصن من مال اینجا نیستم کلا! تو حرفام میخوام یه چیزیو بگم مثلا میگم " مدرسه شون.." میان میگن بابا خودتم تو اون مدرسه ای! چرا مدرسه "شون"؟!
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل میرزاپور
تاريخ: سه
شنبه
20 مهر
1395 ساعت: 18:43