بی جنبه ی نت ندیده.مفت باشه کوفت باشه
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 9:04
بم حق بدین وقتی یه نت مفته با سرعت چیییی گیرم میاد بیام بگم فیلم انیمیشین چی سراغ دارین دانلود کنم؟! انیمیشین هر چی باشه خوبه فیلم هم ترجیحا ازینا که محل فیلم برداریش تو جنگله و شبه :دی فقط جن و روح نداشته باشه لدفا:| +حرف سوم الفبای فارسی تو این کیبورد کجاس؟! ++حس میکنم همه بلاگرا مردن:| از بس خودم...
حواسم باشه واس کی باشعور بازی در میارم
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 9:04
خودمو راضی کردم که اشکال نداره یبار از سشوار واس خشک کردن لباس نمدارم استفاده کنم خودمو قانع کردم که اشکال نداره ساعت اوج مصرف سشوارو روشن کنم ولی نتونستم خودمو قانع کنم که بیخیال همسایه طبقه بالا که صداش ممکنه اذیتشون کنه...و از خیر خشک کردنش گذشتم هیچی دیگه،صدای آبمیوه گیریشون داره کرم میکنه:| میگ...
ظاهرا بیشعوره خودم بودم و من بودم که اشتباهی رفتم دشوری اونا
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 9:03
تو دسشویی داشتم مقنعمو مرتب میکردم.دیدم دو تا پسر اومدن تو.کلی تو دلم گفتم چه بی ملاحظه چه بیشعور!اینا چرا اومدن دسشویی خانوما؟! مگه مال آقایون همین روبرو نیس؟! با اخم رفتم بیرون.دیدم رو در دسشویی نوشته"سرویس بهداشتی آقایان" +حالمو تصور کنید!
واقعا از شنبه !
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 9:03
خب این خیلی خوبه که یک مهرِ ولی وقایع یک مهر اتفاق نمیفتن :دی البته دردیه که دیر یا زود میفته به جون دانش آموز جماعت.. حسِ امسالم بیشتر شبیه ترسِ تا ناراحتی ... +دانشجو جماعت بیاد این ورا دل منو بسوزونه بگه "وای چقد خوب شد مدرسه رو تموم کردم" یا ازین دلداریای الکی بده بگه "میگذره" قول نمیدم در کمال ...
همانا قشنگ ترین خاطرات ما در استخر به وقوع میپیوندید
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 9:03
بعد از حدودا دو ماه پیداش شد...خیلی جلوی خودمو گرفته بودم نشونی نگیرم ازش امیدیم نداشتم اون بیاد سراغم ولی خب اومد...یخورده بعید بود ازش...فقط یخورده! هوایی شدم..چیزی که میخواستم رو شیش ماه دور کرد...من منتظر سه مهر و مدرسه جدیدم بودم!ولی الان دلم میخواد تموم شه عید شه ۹۶ شه برم ایلام همون مدرسه قبل...
تفففف
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 9:03
صرفا جهت ثبت تاریخ امروزاین پست آپ خواهد شد..